شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
256
نفثة المصدور ( فارسى )
اين بيت از متنبّى است در قصيدهاى بمطلع : مغانى الشّعب « 1 » طيبا فى المغانى * بمنزلة الرّبيع من الزّمان « شرح التّبيان للعكبرى على ديوان أبى الطّيّب أحمد بن الحسين المتنبّى » ج 2 ص 489 و 490 و « شرح ديوان المتنبّى » لعبد الرّحمن البرقوقى ج 4 ص 486 - 488 . اين بيت در « سيرة جلال الدّين » طبع حافظ احمد حمدى ص 349 و « مرزباننامه » ص 174 نيز آمده است . ( 298 ) - ص 65 س 9 ديو كانجا . . . الخ اين مصراع از حكيم سنائى غزنوى شاعر مشهور است و تمامت بيت در « حديقة الحقيقة » ص 62 چنين آمده است : عقل كانجا رسيد سر بنهد * مرغ كانجا پريد پر بنهد « 2 » اين بيت ، با تفاوتى اندك و تقديم عجز آن بر صدر ، در « مرزباننامه » ص 235 س 10 نيز آمده است . ( 299 ) - ص 65 س 13 نرود جز ببدرقه . . . الخ اين بيت در « كليله و دمنه » ص 205 نيز بلافاصله پس از بيت « ديو كانجا رسيد . . . الخ » آمده است .
--> ( 1 ) - مراد شعب بوانست . ابن البلخى در « فارس نامه » ص 147 ، در باب شعب بوان ، گويد : « شعب بوان از نواحى نوبنجانست و صفت آن چنين است كه درهء عظيمست در ميان دو كوه ، طول آن سه فرسنگ و نيم در عرض يك فرسنگ و نيم ، و هواى آن سردسيريست كه از آن خوشتر نتواند بودن ، و جمله ديه برديه است و رودى بزرگ در ميان همىرود چنان كه از آن سبكتر و گواراتر نباشد ، و بيرون از آن ديگر چشمهاى نيكوست و از سر دره تا پايان دره ، طول و عرض ، همه درختستان ميوه است چنان كه آفتاب بر زمينى نيفتد و ميوها باشد نيكو از همه انواع ، و اگر مردى از اول آن دره تا آخر برود آفتاب بر وى نيفتد ، و سال تا سال بر سر آن دو كوه برف باشد ، و حكما گفتهاند : من محاسن الدنيا اربعة : غوطة دمشق و سغد خراسان و شعب بوان و مرج شيدان ، معنى آنست كه از آرايشها و نيكويهاى جهان چهار چيزست : غوطهء دمشق و سغد خراسان و شعب بوان و مرغزار شيدان . . . الخ » ( 2 ) - اين بيت در « كليله و دمنه » ص 205 س 1 چنين آمده است : ديو كانجا رسيد سر بنهد * مرغ كانجا رسيد پر بنهد